|
|
|
|
|
وبسايت موزيك ويديوها و آهنگهاي خوانندگان كره اي و بهترينهاي بازيگران و سينماي كره جنوبي
تذكر : كپي برداري فقط با ذكر منبع قوانین و مقررات ثبت مطلب در سایت مشاهده ی آنلاین شبکه های کره ای Arirang *تولد بازیگران کره ای به روز شد جمعه 13 شهريور* برای تبادل بنر ابتدا بنر ما را قرار داده سپس به
ما اطلاع دهید. برای دریافت کد کلیک کنید
..::گفتگوی صمیمانه جمع دوستداران کره ی جنوبی::..
برای ورود به صفحه ی اصلی گفتگو کلیک کنید *دانیال مدیر
سایت*
|
||
|
|
|
|
|
سلام خدمت همه ی دوستای گل خودم عید همگییییییییییییییییی مبااااااارک دانیال جونم عیدت مبارک نوروزتون مبارک ایشالا امسال پر از شادی و برکت برای هممون باشه و ایشالا که هممون همیشه شاد باشیم و خنده رو لبامون باشه خب همونطور که همگی می دونید نوروز عید ما ایرانیاست و هر ساله ما این عید قشنگو جشن میگیرم یک سری والپیپر از لی وان در ادامه ی مطلب گذاشتم ولی قبلش بذارید یه مطلب در مورد تاریخچه ی نوروز و داستان جالب در مورد این عید زیبا که همگی باید بهش افتخار کنیم بذارم:
عصاره نوروز عبارت است از نوشدن طبيعت. ايرانيان براي بيش از سه هزارسال ، آغاز بهار را جشن گرفته اند. «نو» در زبان پارسي به معناي جديد و روز به معناي آغاز روشنايي پس از شب است. بنابراين، نوروز در كلام به معناي «روز جديد» است. نوروز در اولين روزبهار كه طول روز و شب مساوي است اتفاق مي افتد. آنجا تقويم ايرانيان نه براساس تقسيم بندي هاي قراردادي بلكه بر مبناي حوادث طبيعي تنظيم شده است،و اين بخشي از سنت هايي است كه از زرتشت به جاي مانده است. آيين زرتشت اولين آيين تاريخ جهان است كه مفاهيمي چون خداي واحد، جهنم، بهشت، ظهور عيسي مسيح و عقوبت گناهان را ترويج كرد. اين مفاهيم در دين اسلام نيز از جايگاه بسيار بالايي برخوردار هستند. زرتشتيان دوره هاي طبيعت، مانند تغيير فصل ها را طي جشن هاي باشكوه ارج مي نهادند. نوروز بايد جشني مربوط به قبل از آمدن آريايي ها باشد. با كشفيات جديد اين نكته بيشتر روشن شده كه در ايران و در اين سرزمين اقوامي زندگي مي كردند كه داراي فرهنگي خيلي قديمي و ريشه دار بودند. اين طور نيست كه ما نوروز را از بين النهرين قرض كرده باشيم، ولي آنچه سند و مدرك داريم از بين النهرين است. آنها پيش از ما وارد دوره تاريخي شده بودند و تاريخ داشتند.عيد نوروز از زمان حكومت كوروش كبير بر ايران باستان، در اين كشور جشن گرفته شده است. كهن ترين يافته هاي باستان شناسي درباره نوروز به دوران هخامنشيان در ۲۵۰۰ سال پيش متعلق مي باشند. نوروز بسيار مفصل جشن گرفته مي شد و شايد يكي از كاربردهاي تخت جمشيد برگزاري جشن و آيين هاي نوروزي در آن بوده است. نوروز كه يك سنت ۳۵۰۰ ساله ايراني است، درواقع پايكوبي براي بيدار شدن طبيعت از خواب طولاني زمستاني است، تمام ملتها داراي منشأ ايراني كه مباني زبان و تاريخ آنها از نكات مشتركي برخوردار است نوروز را جشن مي گيرند. تعطيلات نوروز در گذشته ۳۱ روز بود. امروزه، ايرانيان تعطيلات نوروز را در ۱۳ روز جشن مي گيرند و آيين ها نيز كمي تفاوت كرده اند. داستانها: عمو نوروز و حاجي فيروز اصلا فرعي نيستند، خيلي هم اصلي اند. ایرانیان اسطوره حاجی فيروز را رازگشايی امروز مي دانند. افسانه حاجی فيروز بسيار قديمی است و مردم ايران از بيش از ۳۰۰۰ سال پيش بهار را با آمدن عمو نوروز و حاجی فيروز جشن ميگرفته اند.داستان عمو نوروز، داستاني عاشقانه است.اين داستان مي تواند به آن ازدواج مقدس الهه و شاه مربوط باشد. در واقع آن زن بي نام عاشق عمو نوروز است و آن الهه هم عاشق شاه است.عمو نوروز نماد كسي است كه بركت مي دهد، حالا شاه يا هر كس ديگر و آن زن هم منتظر عمو نوروز است.معمولا زن هميشه با زمين هم هويت است.الهه كه عاشق شاه است، او را انتخاب مي كند و آن زن عاشق (سال) هم عمو نوروز را برمي گزيند
و اما... يكي بود, يكي نبود. پير مردي بود به نام عمو نوروز كه هر سال روز اول بهار با كلاه نمدي, زلف و ريش حنا بسته, كمرچين قدك آبي, شال خليل خاني, شلوار قصب و گيوة تخت نازك از كوه راه مي افتاد و عصا به دست به سمت دروازه شهر مي آمد بیرون از دروازه شهر پيرزني زندگي مي كرد كه دلباختة عمو نوروز بود و روز اول هر بهار, صبح زود پا مي شد, جايش را جمع مي كرد و بعد از خانه تكاني و آب و جاروي حياط, خودش را حسابي تر و تميز مي كرد. به سر و دست و پايش حناي مفصلي مي گذاشت و هفت قلم, از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرك آرايش مي كرد. يل ترمه و تنبان قرمز و شليته پرچين مي پوشيد و مشك و عنبر به سر و صورت و گيسش مي زد و فرشش را مي آورد مي انداخت رو ايوان, جلو حوضچه فواره دار رو به روي باغچه اش كه پر بود از همه جور درخت ميوه پر شكوفه و گل رنگارنگ بهاري و در يك سيني قشنگ و پاكيزه سير, سركه, سماق, سنجد, سيب, سبزي, و سمنو مي چيد و در يك سيني ديگر هفت جور ميوه خشك و نقل و نبات مي ريخت. بعد منقل را آتش مي كرد و مي رفت قليان مي آورد مي گذاشت دم دستش. اما, سر قليان آتش نمي گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز مي نشست.چندان طول نمي كشيد كه پلك هاي پيرزن سنگين مي شد و يواش يواش خواب به سراغش مي آمد و كم كم خرناسش مي رفت به هوا.در اين بين عمو نوروز از راه مي رسيد و دلش نمي آمد پيرزن را بيدار كند. يك شاخه گل هميشه بهار از باغچه مي چيد رو سينه او مي گذاشت و مي نشست كنارش. از منقل يك گله آتش برمي داشت مي گذاشت سر قليان و چند پك به آن مي زد و يك نارنج از وسط نصف مي كرد؛ يك پاره اش را با قندآب مي خورد. آتش منقل را براي اينكه زود سرد نشود مي كرد زير خاكستر؛ روي پيرزن را مي بوسيد و پا مي شد راه مي افتاد.آفتاب يواش يواش تو ايوان پهن مي شد و پيرزن بيدار مي شد. اول چيزي دستگيرش نمي شد. اما يك خرده كه چشمش را باز مي كرد مي ديد اي داد بي داد همه چيز دست خورده. آتش رفته سر قليان. نارنج از وسط نصف شده. آتش ها رفته اند زير خاكستر, لپش هم تر است. آن وقت مي فهميد كه عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بيدار كند بعضي ها متعقدند اگر اين دو همديگر را ببينند دنيا به آخر مي رسد و از آنجا كه دنيا هنوز به آخر نرسيده پيرزن و عمو نوروز همديگر را نديده اند. حاجي فيروز: والپیپرهای لی وان در ادامه ی مطلب........
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 16:46 توسط آریا معاون
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان آخ جوووووووووووووون بازم چهارشنبه سوري اومد گفتم بيام هم يه چند تا والپيپر از پارك شين هاي بذارم و هم تاريخچه ي چهارشنبه سوري اين جشن سنتي ما ايرانيا رو بذارم اميدوارم خوشتون بياد راستي يادتون نره امشب بتركونيدا؟ از طرف منم از رو آتيش بپريد البته منم از طرف شما مي پرم جومونگو امشب داره حيفه آدم نبينه ولي ديگه وقتي پاي همچين جشني وسطه جومونگو بايد گذاشت كنار ديگه چهارشنبه سوريو بچسسسسسسسسسسسسسب
ایرانیان قدیم مردمان بسیار شادی بودند وجشنهای متنوعی داشتند.از نظر پشرفت نیز در سطح بالایی بودند.اما در این زمان ازاین جشنها و شادیها خبری نیست. فقط برامون شب یلدا ،4شنبه سوری و عید مونده. چهارشنبه سوری چهارشنبه سوری ، يکی از ديرپاترين و ماندگارترين اين مراسم در ايران است که برای شکل گيری آن دلايل متعددی را ياد کرده اند. برخی بر اين باورند که «همه جشنهای باستانی ايرانيان و از جمله نوروز، با آتش که فروغ ايزدی است پيشباز می شود و چون ايرانيان تا پيش از اسلام روزشمار هفته نداشتند، اين آتش افروزی را در سيصد و شصتمين روز سال برگزار می کردند و پس از اسلام، از آن جا که عربها روز چهارشنبه را شوم و نحس می شمردند؛ مردم ايران آيين آتش افروزی را در شب چهارشنبه قرار دادند تا پيشآمد سال نو، از آسيب روز پليدی چون چهارشنبه برکنار ماند». آجیل مشکل گشا تهیه آجیل شب چهارشنبه سوری، آداب خاصی داشت. این آجیل که به آجیل مشکل گشا معروف است، از اهمیت خاصی برخوردار بوده و ایرانیان قدیم و جدید آنرا همراه با نیت نذر تهیه میکردند. خانم خانه آجیل را که شامل: نخودچی، کشمش، توت، گردو، باسلق، انجیر، مغز پسته، بادام و نقل است را از دکانی که رو به قبله بوده و صاحب آن به خوشنامی شهرت داشته خریداری میکرده. این آجیل توسط اهل خانه پاک می شده و یکی از بزرگترها در این احوال، قصه "بابا خارکن" را تعریف می کرده است. این قصه درواقع از فواید گره گشایی آجیل مشکل گشا حکایت می کند و بنا به اعتقاد بسیاری، باید موقع پاک کردن آجیل گفته و شنیده شود قصه بابا خارکن روزی روزگاری خارکن پیری با زن و دخترش زندگی میکردند. پیرمرد هر روز به صحرا می رفت، بوته های خار را جمع می کرد و به شهر برده و می فروخت و نان و پنیری می خرید و به خانه برمی گشت. یک سال نزدیک عید نوروز بابا خارکن به صحرا رفت و خار زیادی جمع کرد و بسیار خوشحال از اینکه با پول آن می تواند چیزی هم برای عید دخترش بخرد.اما قبل از رفتن به شهر هوا طوفانی شد و صاعقه ای به کوله بار بابا خارکن زد و تمام پشته اش خاکستر شد.خارکن پیر از غم و غصه از پا افتاد و دست به آسمان بلند کرد و با گریه به خدای خود گفت که این بار شاد بودم که برای عید نوروز دستم پر است، چرا این بلای آسمانی را به من نازل کردی؟ وآنقدر اشک ریخت تا به خواب رفت.در خواب دید که پیری به او می گوید که برای رفع مشکلت نذر کن و کمی آجیل مشکل گشا بخر و بین همسایگان پخش کن تا مشکلت حل شود و هرسال این نذر را تکرار کن.پیرمرد از خواب پرید و به طرف شهر حرکت کرد و با آخرین سکه خودش کمی آجیل خرید و به همسایگان داد. آن شب گذشت و فردا بابا خارکن باز روانه صحرا شد. این بار به محض اینکه تیشه اش با ریشه بوته خار برخورد کرد، دید یک کوزه پر از جواهر زیر بوته پنهان شده است. آن شب با دستی پر به خانه برگشت و ماجرا را برای زن و فرزند خود تعریف کرد.در طی روزهای بعد با در محل دفن کوزه قصر بزرگی ساخت و همراه خانواده اش به زندگی در این قصر پرداختند. مدتها گذشت، آوازه اخلاق خوش و ثروت خارکن به گوش حاکم رسید و حاکم از دختر خارکن دعوت کرد تا به عنوان هم بازی دخترش به قصر بیاید. نزدیک سال نو خارکن آنقدر سرگرم تجارت و قصر و ثروت خود شده بود که نذر را فراموش کرد. در این میان دختر حاکم با دختر خارکن به حمام رفتند و دختر حاکم گردنبند قیمتی خود را به مجسمه مرغی که در حمام بود آویخت و داخل حوض شد. دختر خارکن دید که ناگهان مرغ زنده شد و گرنبند جواهر را خورد. هرچه داد و فریاد کرد فایده ای نداشت. حاکم گفت که او گردنبند دخترش را دزدیده و دختر خارکن را به زندان انداختند. از طرفی قصر و دارایی خارکن هم در یک چشم برهم زدن به خاک مبدل شد و هیچ چیزی از آن باقی نماند.زن خارکن شیون می کرد که تو از نذرت غافل شدی و ما را به خاک سیاه نشاندی. خارکن هم که متوجه اشتباه خودش شده بود از خدا طلب بخشش کرد. همانشب در خواب دید که زیر پای همسرش سکه ای پیدا می کند. خارکن به سرعت بلند شد و سکه را پیدا کرد و شبانه عازم شهر شد و توانست قبل از سال نو مقداری آجیل خریده و بین مستمندان تقسیم کند.بعد از آن نزد همسرش برگشت و ناگهان دید که خانه و زندگیش دوباره برپا شده و دخترش هم از زندان آزاد شده. دختر حکایت کرد که ساعتی قبل مرغی که گردنبند را خورده بود دوباره زنده شد و گردنبند را پس داد و حاکم دختر را با هدایای بسیار آزاد کرده و به خانه فرستاده بود. خارکن هم شکر خدا را به جا آورده و پس از آن سالها هرگز آجیل مشکل گشای سال نو را فراموش نکردند بته و آتش افروزی
هیه بته برای آتش روشن کردن، از اولین اقدامات صبح روز چهارشنبه سوری بود و هنگام غروب در معابر چند کپه از این بته ها افروخته میشد. اهل خانه و محل دور هم جمع میشدند و به نوبت از روی آتش میپریدند. این آتش به دو منظور روشن میشد، یکی اینکه نمادی بود از گرم شدن هوا و یادآوری به سرما پیره زن (زمستان) که دیگر باید بار خود را بردارد و برود و دیگر اینکه به اعتقاد قدما، پریدن از روی آتش و خواندن شعرهای مخصوص آن، بدشگونی و بیماری و گرفتاری را از شخص دور میکرد. این اشعار در مناطق مختلف، با یکدیگر متفاوتند اما مشهورترین آنها این است: که منظور این است که گرما (شادی وخوشی) و سرخی (سلامت و شادابی) آتش، جای سرما (تنهایی وسختیها) و زردی (بیماری و نداری) شخص را بگیرد. زنهايی که بچه کوچک و شيرخوار دارند، بچه های قنداقی را در بغل گرفته، شادی کنان و قهقهه زنان، آنها را از روی آتش می گذرانند. چند تا رسم ديگه الان به چشم نمي خوره البته قاشق زني تازه از بين رفته: پس از آن، آتش را می گذارند تا آخر بسوزد؛ زيرا خاموش کردن آتش و فوت کردن به آن را بد می دانند. وقتی آتش تا آخر سوخت و خاکستر شد، يکی از اعضای خانواده خاکسترش را بر می دارد، و آن را در چهارراه می ريزد، تا باد ببرد. سپس برای دفع قضا و بلا، مقداری زغال (که علامت سياه بختی است) و اندکی نمک ( که نشان شورچشمی است) و يک سکه دهشاهی (يا کوچکترين سکه رايج کشور ـ علامت تنگدستی یا صدقه ) را در کوزه سفالينی انداخته و هر يک از افراد خانواده يک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخری آن را به بالای بام می برد و از آن جا به ميان کوچه پرتاب کرده، می گويد: " درد و بلام تو کوزه، کوزه هم تو کوچه". ». آن گاه به خوردن آجيل بی نمک (که معتقدند در چنين شبی شگون دارد) می پردازند. در شب چهارسنبه سوری، آن چه کوزه کهنه دارند می شکنند و به جای آن کوزه نو می خرند. شکستن کوزه کهنه و خرید کوزه نو نشانه ای از سال جدید بوده است و در عین حال صاحب خانه نیت میکرده که مشکلات و گرفتاریهای کهنه هم با کوزه از خانه بیرون بروند. قاشق زنی پس از مراسم آتش بازی، جوانان از دختر و پسر، چادری به سر میکردند، کاسه و قاشقی فلزی به دست میگرفتند و به خانه همسایگان رفته و با زدن قاشق به کاسه، صاحب خانه را خبر میکردند. صاحب خانه در کاسه آنها نخود، لوبیا یا هر نوع از حبوبات ، یا مقداری پول میگذاشت. روز بعد با این غنایم و سبزی که با پولهای جمع آوری شده خریداری میشد آشی می پختند و اعتقاد داشتند که خوردن این آش بیماری و درد را از بین می برد. بعدها (دوران کودکی ما) به خوراکیهای موجود در کاسه قاشق زنی آجیل و آب نبات و شیرینی هم اضافه شد. البته ناگفته نماند که این رسم برای یک نظر دیدن دختر همسایه هم به کار می رفت. مراسمی که در جامعه محدود قدیم برگذار می شده، یک جنبه مهم داشته و آن بخت گشایی یا به عبارتی پیدا کردن همسر مناسب برای جوانان دم بخت بوده است. شب چهارشنبه سوری موقعیت مناسبی بوده که جوانان حداقل یک نظر به دختری که برایشان درنظر گرفته شده بود بیاندازند. پس چادر به سر کرده و به بهانه قاشق زنی درب خانه دخترخانم را می زدند و او هم که منتظر فرصت مشابهی بوده، به این ملاقات کوتاه و بی کلام می رفته است. گره گشایی یکی از اعتقادات زیبای ایرانیان قدیم، که امروزه می توان آن را در ردیف انرژی درمانی یا حداقل "فرستادن موج مثبت" قرار داد، این بود که به انحا مختلف مثبت اندیشی وامید به رفع مشکل را در خود تقویت می کردند. بیشتر آداب چهارشنبه سوری هم با همین ایده اجرا میشود. در اصل مضمون اصلی این مراسم نو شدن، رهایی از بیماری و مشکلات سال گذشته و دور کردن بدشگونی، پلیدی و افکار ناپسند از خانه و خانواده است. از طرفی زمانی که کسی می دید که همسایه اش یکی از مراسم رفع مشکل، (مانند گره گشایی) را انجام میدهد، متوجه میشد که او گرفتاریی دارد و بعد به نحوی برای رفع آن به همسایه خود کمک میکرد. و اما این رسم آدابی ساده داشت. به این ترتیب که شخصی که دچار مشکل شده بود دستمال یا گوشه چادر خود را گره می زد و شب چهارشنبه سوری در چهار راه محل خود می ایستاد و از اولین کسی که عبور می کرد میخواست که این گره را بگشاید و اعتقاد داشت که با این کار، گره از کار او هم گشوده خواهد شد. طبعا کسانی که از این رسم آگاه بودند بی تفاوت نمی گذشتند و حتما دقایقی را برای گشودن گره صرف می کردند و چه بسا که با کمی گفتگو و اطلاع از چند و چون ماجرا، موفق می شدند واقعا مشکل را حل کنند. فالگوش ایستادن فالگوش ایستادن هم رسمی بود مانندگره گشایی اما به این شکل انجام می شد که شخص برای کار، ازدواج یا رفع گرفتاری خود نیت می کرد و شب، در تاریکی دیوار سر کوچه یا چهارراه پنهان میشد. معمولا شخص گرفتار یا دختر دم بخت کلیدی هم زیر پای خودش می گذاشت و روی آن می ایستاد که نشانه باز شدن بخت یا از بین رفتن مشکل بود. اولین جمله ای که بین دو رهگذر به گوش فالگیرنده میرسید، جواب نیت او بود. برای مثال اگر جمله ای مانند:" اصلا حرفش رو هم نزن" و یا جمله مبهمی مثل: " دیروز اونجا بودم" می شنیدند، آنرا بنا به نیت خود تعبیر می کردند. از آنجایی که همه به این رسم چهارشنبه سوری آشنا بودند، رهگذرانی که حسن نیت داشتند سعی می کردند هنگام عبور از سر کوچه یا چهارراه جملات دلگرم کننده ای به زبان بیاورند یا هنگام عبور صلوات بفرستند و از طرفی جوانان بازیگوش با شوخی به طور دسته جمعی به گشت و گذار در محل می پرداختند و سر چهارراه جملاتی مانند" مگه میشه!" به زبان می آوردند تا فالگیرنده احتمالی را به قول خودشان "بور" کنند. بعد از اینکه اهالی منزل از خوردن آجیل و پریدن از آتش و همه گشت و گذارهای چهارشنبه سوری فارغ شده و زیر کرسی دور هم جمع می شدند، کوزه کوچکی می آوردند و فال کوزه میگرفتند. فال کوزه به این ترتیب بود که هر کس روی کاغذی یک بیت یا چند بیت شعر می نوشت و یک وسیله شخصی خودش مانند انگشتر، چوب سیگار یا هر وسیله کوچک دیگری را داخل کوزه می انداخت. بعد یکی از بچه ها یک کاغذ شعر و یک وسیله از داخل کوزه در می آورد. شیئ مورد نظر متعلق به هرکس بود، شعر نوشته شده بر کاغذ، جواب نیتش می شد و آنرا با صدای بلند می خواندند. عده هم این فال را با کتاب حافظ می گرفتند به این شکل که در کوزه فقط نشانه های شخصی همه را جمع می کردند. بزرگتر مجلس کتاب را باز می کرد و یکی از بچه ها نشانه ای را از کوزه خارج می کرد. آن صفحه از کتاب حافظ، جواب نیت صاحب نشان بود و آنرا می خواندند و تعبیر می کردند. معمولا شب چهارشنبه سوری با تعریف خاطرات و قصه های شیرین بزرگترها به پایان می رسید و خاطره خوش آن تا سال بعد همراه همه اعضای خانواده بود. عكسا و والپيپر هاي پارك شين هاي در ادامه ي مطلب.........
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 16:42 توسط آریا معاون
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 16:37 توسط آریا معاون
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان با خلاصه ي مستند لي يونگ ئه كه همين چند وقت پيش ساخته شده اومدم اين مستندو در دو قسمت خلاصه نويسي كردم و بهتون توصيه مي كنم هرگز از دستش نديد و حتما بخونيدش البته عكساشم گذاشم. اين مستند زندگي روزمره ي عشق هميشگي خودم يعني لي يونگ ئه رو نشون ميده همچنين از بعضي جاها خصوصا ايران گزارش تهيه شده و خود لي اين گزارشو ميبينه پس حتما خلاصه ي هر دو قسمتو بخونيد.من خودم وقتي اين مستندو ديدم عشقم به لي چندين برابر شد.
خلاصه ي مستند لي يونگ ئه در ادامه ي مطلب
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 21:49 توسط آریا معاون
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان واااااي از اين خبري كه دانيال جون تو پست قبل داد خيلي ناراحت شدم خب دوستان با يك سري والپيپر خوشگل از سريال دوست داشتني خودم يعني بسوي بهشت اومدم قبلش يه معرفي كوتاه: اين سريال زيبا در اواخر سال ۲۰۰۳ و اوايل سال ۲۰۰۴ ساخته شد يعني دقيقا هم زمان با ساخت جواهر در قصر , از شبكه ي اس بي اس كره پخش شد و سبكش عاشقانست نام كره اي. همه ی والپيپر خوشگل توی ادامه ي مطلب...
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387ساعت 22:59 توسط آریا معاون
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به تمامی دوستای گل خودم... خوبین که؟؟؟؟!!!! اولا باید بگم آریا جون به من خیلی لطف داره... دوما منم واقعا به داشتن رفیق و همکاری نثل آریا جون افتخار میکنم راستی اگه به بعضی دوستان دیر سرمیزنم لطفا منو ببخشن آخه این چند روز یه عالمه امتحان داشتیم. این از خبر : یکی از بازیگران پسران فراتر از گلها به نام Jang Ja-yeon دیشب خودشو توی آپارتمانش دار زده... به گفته ی خواهرش اون استرس شدیدی داشته به به طور بدی با شخصی دعوا کرده و اون روز همش میگفته میخوام بمیرم. اینم عکسش :
خوب امروزم براتون بیوگرافی و والپیپرهای Han Ga In رو آرودم... امیدوارم خوشتون بیاد... Profile وضعیت خانوادگی : در آپریل 2005 با بازیگر یون جونگ هون ازدواج کرده مجموعه های تلوزیونی : فیلمها :
»حالا میریم سراغ عکسا(روشون کلیک کنید) : خوشتون اومد؟؟؟؟ نظر یادتون نره هاااا!!!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 18:0 توسط دانیال مدير كل
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستاي گلم اول اينكه از دانيال جان به خاطر گذاشتن نظر سنجي و همينطور تشكرات فراواني كه هميشه ازم ميكنه بايد تشكر كنم و بگم كه خودش خيلي دوست داشتنيه و من واقعا از اين كه مدير وبلاگي كه توش نويسندم دانياله به خودم افتخار مي كنم. در ضمن ادامه ی مطلب پست کوان سانگ وو درست شد. خب گفتم از اين سريالايي مي خوام خلاصه نويسي كنم و دانيال جون هم زحمت نظر سنجيشو كشيد يه معرفي كوتاه شامل دو سه تا عكس از هر كدوم و نام بازيگراش بذارم كه با اطلاعات بيشتري راي بديد البته خودتون كه ماشالا حتما همه ي سريالارو مي شناسيد تا حالا هم تعداد نفراتي كه شركت كردن خوب بوده اما فكر مي كردم كه بسوي بهشت از هم جلو بيفته ولي ملكه ي برفي جلو افتاده البته اونم خيلي قشنگه:
معرفي سريال ها در ادامه ي مطلب.........
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 23:28 توسط آریا معاون
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همتوووووووووووون : خوبین؟ خوشین؟! خوب شکر خدا... خوب نظرسنجی سریالهایی که ریا جون زحمتش خلاصه هاش رو میکشه براتون گذاشتم... حتما برین و شرکت کنین. حالا هم براتون یه سری والپیپر یه سری از Son ye jin آوردم که امیدوارم ندیده باشینشون. *روشون کلیک کنید* اینم از ولپیپرا... خوشتون اومد؟ نظر یادتو نره لطفا
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 15:49 توسط دانیال مدير كل
|
|
||
|
|
|
|
|
بازم سلام به همه ی شما دوستای گل خودم :
خوبین که انشاءا...؟!! آریا جون این چند روزه واقعا زحمت کشیده... از همیجا ازش کمال تشکرو دارم.همون طور که آریا جون گفت به زودی نظر سنجی رو درباره سریالها میذارم. خوب بریم سر اصل مطلب که عکساست... چند تا عکس خوشکل از هان جی مین ( han ji min ) که اولیاش باید جدید باشه آوردم.طبق معمول (روشون کلیک کنید) : خوب اینم از عکسااااااا... دیدین؟ خوشتون اومد؟ حالا یه نظرم بدین
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 13:45 توسط دانیال مدير كل
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان با سري دوم عكس ها و والپيپر هاي كوان سانگ ووي kwan sang woo دوست داشتني اومدم خيلي ازش خوشم مياد البته ميون بازيگراي مرد كره اي از ليجونكي بيشتر از همه خوشم مياد ولي كوانم دوست داشتنيه. ۱.
۲.
۳.
بقيه ي عكسا و والپيپر ها در ادامه ي مطلب...............
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 22:24 توسط آریا معاون
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان قرار بود در پست بعدي بازيگران بسوي بهشتو براي خلاصه نويسيش معرفي كنم اما هنوز نمي دونم كه خلاصه نويسي اصلا طرفداري داره يا نه و وقتي خلاصه نويسي كنم كسي مي خونه يا نه؟ براي همين از دانيال جون خواهش مي كنم كه يه نظر سنجي درست كنه اسم چند تا سريالو هم ميگم كه اگر سريال ها راي آورد معلومه كه بايد خلاصه نويسي كنم و سريالي كه بيشترين راي رو آورد خلاصه نويسي ميشه امروز چند تا عكس از يوجين كيم بازيگر زن كره اي كه در سريال معروف لاست بازي مي كنه آوردم اونايي كه اين سريال رو ديدن به خوبي با اين بازيگر آشنا هستن در سريال آمريكايي لاست كه در كل كشور ها معروف شده يه زنو مرد كره اي هم بازي مي كنند كه براتون چند تا عكس از بازيگر زن كره اي لاست آوردم: ۱.
۲.
بقيه در ادامه ي مطلب..........
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 11:54 توسط آریا معاون
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 9:22 توسط دانیال مدير كل
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 20:15 توسط دانیال مدير كل
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان امروز اومدم يك سري خبرو بهتون بدم كه واقعا ناراحت كنندست تا به الان همگي عكساي بازيگران كره ايو مي ذاشتيم ازشون كليپ مي ذاشتيم و كلي از فيلمايي كه ازشون ميبينم لذت مي بيريم و تعريفو تمجيد مي كنيم پس بايد بعضي از مسائل مهم سياسي كره ي جنوبي هم ما رو ناراحت كنه همونطور كه كمو بيش در پست قبل متوجه شديد احتمال جنگي دوباره بين دو كره وجود داره و گفتم كه بهتره كه كلا مهم ترين اخباري كه حاكي از اختلافات دو كره در اين چند روز هستش رو در اين پست بيان كنم.
كل اين اطلاعات و خبر هايي كه در اين پست و پست هاي بعدي گفته ميشه رو از خودم نميگم بلكه يك سريشو كه از سايت هاي اينترنتي مطالعه كردم و بعضي ها هم منبعشون كتاب هستش.در ضمن خيلي طول كشيد تا كل مطلب اين پستو تايپ كنم فقط چند خطيو كپي برداري كردم بيشترشو تايپ كردم از ساعت دهو نیم تا الان که حدود یک نصف شبه داشتم روی این پست کار می کردم و دسته بندي كردم پس لطفا با دقت بخونيد و نظر فراموش نشه لطفا.در ضمن این قضیه ی تهدیدات کره ی شمالی و احتمال جنگ بین دو کره از حدود یکی دو ماه پیش شروع شد اما در این چند روز اول اسفند دوباره شدت گرفته.
ابتدا خلاصه اي از اختلافات و جنگ قبلي دو كره را براتون بيان مي كنم كه منبعش كتاب مكالمات روزمره ي كره اي به فارسي هستش كه اين كتاب علاوه بر اين زبان كره اي را ياد داده يعني مكالمات كره ايو به فارسي بيان كرده در مورد سرزمين / آب و هوا / جمعيت و مردم / اعتقادات / نظام حقوقي و سياسي و تاريخ كره محل هاي ديدني كره خصوصا سئول / سيستم حمل و نقل كره ي جنوبي و ..... توضيحاتي داده كه البته به دليل پيشرفت بسيار زياد كره ي جنوبي در برابر كره ي شمالي وعقب ماندگي كره ي شمالي بيشتر در مورد كره ي جنوبي توضيح داده كه بهتره ابتدا از جنگ سال 1950 دو كره شروع كنيم.پس تك تك اين حرفارو من از خودم نمي گم. كره تحت استعمار ژاپن در سال هاي 1990 تا 1910 بوده كه در سال 1919 با تلاش قهرمانانه ي استقلال طلبان خصوصا شكست امپراطوري ژاپن در جنگ جهاني دوم در سال 1919 استقلال يافت پس از جنگ جهاني دوم دو ابر قدرت شوروي و ايالات متحده كره را به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم كردند. تا اينكه در سال 1950 كره ي شمالي به كره ي جنوبي كه حكومت مردم سالاري داشت حمله كرد يعني در آن زمان كره ي شمالي آغاز كننده ي جنگ بود اما با اينكه در آن زمان چين به كمك كره ي شمالي رفت و تنها سازمان ملل به كمك كشور كره ي جنوبي رفت كره ي شمالي نتوانست كه در جنگ پيروز شود و بعد از 3 سال جنگ طاقت فرسا در سال 1953 جنگ خاتمه يافت و فاجعه اي هولناك در دو كره بوجود آمده بود و خيلي از خانواده ها از يكديگر جدا شدند. كه البته تا حدي هم كه من شنيدم به دليل مشكلات خيلي زياد مردم كره مردم اون كشور مجبور شدن كه به عنوان كارگر به كشور هاي خاورميانه خصوصا ايران مهاجرت كنند و براي همين بوده كه در زمان محمد رضا شاه كارگران كره اي بسيار در ايران زياد بوده اند. اما حتما بيشتر اين افراد براي كره ي شمالي بوده اند البته نميگم كه كره اي جنوبي ها هم نبودند. اما كره ي جنوبي بر خلاف كره ي شمالي پس از جنگ مذكور با سعي كوشش خستگي ناپذير مردمش نه تنها بازسازي شده بلكه صنعت و تجارت خود را با سرعتي بي نظير به جايي رساند كه در حدود سال 2000 ( چون اين كتاب مطالبش در سال 2000 نوشته شده.) جز كشور هاي در حال توسعه شد و از جهان سومي در آمد البته ديگه خبر ندارم كه الان يعني در سال 2009 جز كشور هاي توسعه يافته شده يا نه. خب اين بود از اختلافات و جنگ هاي چندين سال پيش دو كره حال در تمام اين سال ها كه اين دو كشور با هم اختلاف داشتند دوباره اختلافات زياد شده با اين تفاوت كه كشور كره ي جنوبي كشوري بسيار پيشرفته شده در حالي كه كشور كره ي شمالي بيشار عقب مانده است و طبق خبري كه در همين چند روز پيش از صدا و سيما پخش شد( اين كشور حتي چندان رابطه اي با كشور هاي ديگر مثلا از طريق اينترنت ندارد. اما در زمينه ي نظامي آنقدرها هم عقب افتاده نيستند.) حتي طبق آخرين اخبارگفته شده كه هم اكنون كره ي شمالي پولوتونيوم لازم براي ساخت 6 بمب اتم را داراست.
خب ابتدا من يك سري از خبر هاي جديد اختلافات دو كره را ميگم برا بقيشو ميذارم در ادامه ي مطلب.
خبر هايي كه در جاهاي مختلف پخش شده از آنجا شروع شده كه: پیش از این نماینده کره شمالی اعلام کرد که کشورش خود را برای پرتاب موشک "اینها-2" (کهکشان راه شیری-2) برای انتقال ماهواره ارتباطاتی "کوان میون سون-2" (ستاره درخشان-2) به مدار آماده می کند. اولین پرتاب موشک ماهواره بر کره شمالی در سال 1998 انجام شد. بعد از آنکه پیونگ یانگ (پايتخت كره ي شمالي)در سال 2005 سلاح هسته ای خود را آزمایش کرد شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه ای را صادر نمود که بر اساس آن طراحی و تولید موشک های بالستیکی توسط کره شمالی ممنوع اعلام شد.
خلاصه بعد از آن خبر هاي متعددي حاكي از آمادگي كره ي شمالي براي پرتاب موشك به فضا اعلام شد كه كره ي شمالي آماده ي پرتاب است و در اين ميان در ساعاتي پيش ژاپن نيز براي رويارويي با آزمايش احتمالي موشكي كره ي شمالي اعلام آمادگي كرد.
ابتدا بگم كه كره ي شمالي به وضوح بيان كرده كه آماده ي حمله به سئول هستيم. ( البته به نظر من فقط يه تهديده)
زمان پنجم اسفند 1387 : در اين روز كره ي جنوبي گزارشي در مورد تجهيزات نظامي كره ي شمالي داد كه به طور خلاصه آن را ذكر ميكنم:
در اين ميان جالب اينه كه كره ي شمالي رييس جمهوري كره ي جنوبي را به جنگ افروزي و همچنين بعد از آن خائن متهم كردند. در صورتي كه به نظر من آن ها چيزي جز گفتن حقيقت انجام نداده اند
زمان ششم اسفند ماه 1387(ديروز)
کره جنوبي روز سه شنبه از کره شمالي خواست درباره ادعايش مبني بر امادگي براي پرتاب ماهواره و نه ازمايش موشک دور برد مدرکي ارائه کند. همچنين در اين ميان رسانه ها از ارتقاي توان موشكي و قدرت نظامي كره شمالي براي مقاومت در برابر ايالات متحده خبر دادند. خبر هاي جنجالي دیگر در ادامه ي مطلب.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 0:52 توسط آریا معاون
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 21:30 توسط دانیال مدير كل
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
سلام دوستان همگي خوبيد؟ يه چند روزي ميشد آپ نكرده بودم ببخشيد دیر شد.
با يك سري عكسو والپيپر خوشگل از سوسانو اومدم اميدوارم خوشتون بياد به زودي هم خلاصه نويسي سريال بسوي بهشتو شروع مي كنم. راستي باز هم در وب خودم چند تا آپ ديگه كردم: www.yangomandarya.blogfa.com ۱.
۲.
۳.
بقيه ي عكسا و والپيپر ها در ادامه ي مطلب.............
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 9:53 توسط آریا معاون
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان خوبین؟ امیدوارم که خوب و خوش و سرحال باشین... امروز براتون از Ahn Hye-kyeong عکس اوردم... فکر نکنم تا حالا دیده باشینش... ولی امیدوارم خوشتون بیاد. نام : Hye-kyeong Ahn
سریالها : ۱.درباره ی گذشه از من سوال نکن در سال : ۲۰۰۸ ۲.عشق صادقانه در سال : ۲۰۰۶ (روشون کلیک کنید) : **نظر یادتو نره هاااااااااا!!!...
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 18:2 توسط دانیال مدير كل
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 7:40 توسط دانیال مدير كل
|
|
||